وبسایت شخصی محمدرضا خانی

قَالَ مَولَانَا  أَبِو جَعْفَر (عَلَیهِ السَّلَام): رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا

کلاس علوم حدیث – جلسه ۱ – ضرورت بحث علوم حدیث و بیان برخی از اصطلاحات حدیث + جزوه

علوم حدیث - کلاس علوم حدیث

صوت این جلسه:

جزوه این جلسه:

مقدمه

قبل از ورود به هر علمی لازم است یک سری مقدماتی را کسب کرد تا بهتر، عمیقتر و راحت تر وارد آن علم شد و یکی از علوم در جهان اسلام بحث روایات و احادیث است که قبل از ورود به آن باید اطلاعاتی را در دست داشت تا از روایات بهره بیشتری انجام شود که این اطلاعات و مقدمات را محققین در نوشته های جمع آوری کرده اند و به اسم علوم حدیث نام گذاری شده است.

در گذشته تعداد موضوعات علوم محدود بود و بسیاری از علوم به عنوان علم مستقل دیده نمی شد بلکه به عنوان مقدمه علوم بالاتر و یا مسائل علوم مختلف لحاظ می شد مثلا علم تجوید، علوم قران، اختلاف قرائات و ….. همه به عنوان مقدمه تفسیر قرار می گرفت، علم اصول رجال ، درایه، فقه الحدیث و … مقدمه فقه یا حدیث قرار می گرفت و همین طور علوم حدیث نیز یک سری مطالبی بود که به عنوان مقدمه برای علوم دیگر مثل حدیث، فقه و  اصول لحاظ می شد و یا مسائل پراکنده ای بود که در لابلای مسائل علوم اسلامی دیگر به چشم می خورد. و سپس هر کدام گسترش یافته و به عنوان علم مستقلی لحاظ شد.

با گسترش یافتن داده های علمی علوم نیز وسعت پیدا کرد تا آنجایی که بسیاری از علوم از دل علوم دیگر جدا شده و علم مستقلی تشکیل شد مثل: علم تجوید، اختلاف قرائات، رجال، فقه الحدیث، علوم حدیث و …. به همین جهت در کتب قدما کتابهای مستقلی در این موضوعات یا اصلا به چشم نمی خورد و یا کمتر دیده می شود البته همین طور که عرض شد نه این که علمای گذشته نسبت به این مسائل بی توجه بوده اند بلکه به عنوان یک مسئله در ضمن مباحث دیگر بحث می کردند.

این پدیده استقلال علوم از جهتی مثبت، مبارک و نیکو است و از جهتی بر اثر بعضی از بی توجهی ها مضر خواهد بود

جنبه مثبت آنکه دست رسی به مسائل سهل الوصول شده و از طرفی دقت نظر ها بالاتر رفته و از جهت دیگر، چون این مسائل در کنار هم جمع شده و از پراکندگی خارج شده است مطالب نو و جدیدی به دست می آید و جهات مثبت دیگر

و اما جنبه منفی این پدیده آنکه با نگاه استقلالی به این گونه مسائل تورمی در این علوم پدیدار گشته است که چه بسیار از مواردی که همین مقدمات بعد از آنکه علم مستقلی شد از ذی المقدمه فراتر رفته و چندین برابر ذی المقدمه حجم پیدا کرده و حتی در مجامع علمی متاسفانه بیشتر به همین مسائل مقدمه ای پرداخته می شود که ضررهای آن زیاد و جبران ناپذیر خواهد بود

و ما سعی بر آن داریم که در این جزوه از توم ، بیان مسائل غیر مرتبط و غیر ضروری پرهیز کرده تا بهتر بهره برده و مخاطب متضرر نشود.

گستره روایات در منابع اسلامی

منابع علوم دینی و ادله اسلامی عبارت است از کتاب، سنت، اجماع و عقل و شکی نیست که پرکاربرد ترین دلیل در ما بین ادله شرعی، حدیث است برای اثبات این مطلب دایره ادله اربعه را برسی می کنیم.

اما کتاب:

مخفی نیست که کتاب حاوی کلیاتی است که نسبت به تفصیل مطالب، مجمل است و باید روایات آن را تفسیر کند. و در بسیاری از موارد قرآن بدون روایات حکم تامی را به دست مکلف نمی رساند خصوصا در احکام فقهی.

و اما اجماع:

اجماع با شرایطی که در کتب اصولی برای آن ذکر میشود یا اصلا قابل تحصیل نیست و یا به ندرت قابل تحصیل است.

و اما حکم عقل:

احکام عقلی بر دو گروه تقسیم می شود:

الف: حکم استقلالی عقل:

حکم عقل به صورت مستقل در احکام شرعی حجت نیسست زیرا دلیلی بر حجیت آن نداریم و حتی ادله ای بر نفی حجیت آن موجود است.

ب: حکم عقل غیر مستقل:

حکم عقل در باب ملازمات حجیت بوده و نه تنها دلیل بر عدم حجیت آن نداریم بلکه دلیل بر حجیت آن وجود دارد اما نکته اینجا است که اولا حکم عقل غیر مستقل بدون آیات و روایات قابل تصور نیست چون تلازم معنا پیدا نمی کند و ثانیا احکام عقلی نیز بالنسبه به ادله دیگر بسیار کم است.

سنت:

از بین ادله اربعه تنها دلیلی که هم فی الجمله از حجت برخوردار بوده و هم گستردگی زیادی را دارا است و از طرفی اجمال فراوان ندارد سنت می باشد.

پس بنابر این عمده چیزی که از بین ادله اربعه باقی می ماند حدیث است.

بیان برخی از اصطلاحات حدیثی:

حدیث:

در لغت:

هر چیز نو و تازه را حدث گویند به پسر و دختر جوان «شاب حدث» می گویند.

الْحَدَثُ: هو کون الشی‏ء لم یکن، یقال حدث أمر بعد أن لم یکن، و الرجل الحَدَثُ: الطریّ السنّ. و الْحَدِیثُ من هذا، لأنّه کلام یحدث منه الشی‏ء بعد الشی‏ء.[۱]

حدث یعنی وجود جیزی که نبوده است گفته می شود (حدث امر) حادث شد امری بعد از آنکه نبود ، الرجل الحدث یعنی کم سن و سال حدیث از همین قبیل است چون حدیث کلامی است که جزء جزء پشت سر هم حادث می شود.

در اصطلاح:
از نظر شیعه

مرحوم آیت‌الله مامقانی:

و ذکر جمع من اصحابنا انّ الحدیث فى الإصطلاح هو ما یحکى قول المعصوم او فعله او تقریره‏.[۲]

گروهی از عالمان گفته‌اند «حدیث» در اصطلاح، عبارت است از گزارش قول، فعل و تقریر معصوم.

مرحوم شیخ بهایی:

الحدیث کلام یحکى قول المعصوم أو فعله أو تقریره.[۳]

حدیث، سخنی است که قول، فعل و تقریر معصوم (علیه‌السلام) را گزارش می‌کند.

دو تعریف فوق بهترین تعریف و مشهورترین تعریف است که در رابطه با حدیث گفته شده است زیرا تعریفهای دیگر یا مانع اغیار نیست و یا جامع افراد

از نظر اهل سنت

الْحَدِیثُ أَعَمُّ مِنْ أَنْ یَکُونَ قَوْلَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالصَّحَابِیِّ وَالتَّابِعِیِّ وَفِعْلَهُمْ وَتَقْرِیرَهُمْ.[۴]

سنت

در لغت

سنّ: هو جریان الشی‏ء و اطّراده فی سهوله.

ممّا اشتقّ منه: السنّه، و هی السیره، و سنّه رسول اللّه (ص): سیرته، و إنّما سمّیت بذلک لأنّها تجری جریا.[۵]

در اصطلاح:

سنت مترادف حدیث و همان قول و فعل و تقریر معصوم است  البته گاهی در مقابل واجب و به معنی مستحب استعمال می شود مثلاً گفته می‌شود: نمازشب سنت است.

روایت:

در لغت:

رَوَیْتُ‏ الْحَدِیثَ إِذَا حَمَلْتَهُ وَ نَقَلْتَه.[۶]

روایت کردم حدیث را یعنی حمل کردم و از یکی به دیگری انتقال دادم‏

در اصطلاح:

مترادف روایت می باشد

” الرِّوَایَهُ” فی الاصطلاح العلمی: الخبر المنتهی بطریق النقل من ناقل إلى ناقل حتى ینتهی إلى المنقول عنه من النبی أو الإمام.[۷]

خبر:

در لغت:

أَخْبَرَ- إِخْبَاراً : او را از آن چیز یا به آن چیز آگاه کرد.[۸]

در اصطلاح:

مترادف حدیث می باشد.

اثر

در لغت:

الْأَثَرُ، أى ما یدلّ على الشی‏ء و ما یبقى من‏ آثَارِ وجوده. و من مصادیقه: الحدیث‏ المَأْثُورُ ، السنّه النبویّه.[۹]

در اصطلاح:

مترادف حدیث

نکته:

آنچه از کلمات بزرگان علم حدیث و اسعمالات این فن به دست می آید آن که حدیث ، سنت، روایت، خبر و اثر از نظر اصطلاح چه از نظر شیعه و چه از نظر اهل سنت یک معنا دارند. اما گروهی از علمای بزرگوار خواسته اند بین این اصطلاحات فرق قائل شوند که قابل اثبات نیست.


[۱] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۲، ص۱۷۶

[۲] تنقیح المقال فى علم الرجال(قطع رحلی)، ج‏۳خاتمه، ص۲۵

[۳] الوجیزه فی علم الدرایه، ج۱، ص۴

[۴] السیوطی تدریب الراوی، ج۱، ص۲۹

[۵] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۵، ص۲۳۶

[۶] المصباح المنیر، ج‏۲، ص۲۴۶

[۷] مجمع البحرین، ج‏۱، ص۱۹۹

[۸] فرهنگ ابجدى، ص۲۷

[۹] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏۱، ص۳۱

آخرین مطالب:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.